به بسیجیه میگن میدونی مناسبت این روزا چیه؟
میگه والا شهادت امام حسین و بیست و دو تن از یارانش به دست صدام صهیونیست و هفتاد و دو بهمن پیروزی انقلاب در صحرای کربلا و فرار یزید از ایران به دانمارک!!!
دوش رفتم به مستراح تمیز
بهر کاری که نیست از آن گریز
دیدم آنجا نوشته با خط ریز
به حساب صد امام بریز
حاجی بازاریه صبح میره مغازه و کرکره رو بالا میکشه و میگه بسم الله رحمان رحیم وارد میشه و میبینه همه مغازه رو خالی کردن! کرکره رو میکشه پایین و میگه صدق الله علی العظیم.
قبل از انقلاب با تیغ ریش میزدن .. بعد از انقلاب با ریش تیغ میزنن
بسیجیه میره عروسک فروشی، میگه: ببخشید آقا این خواهر چنده؟
یه شب بسیجیه قرص اکس میخوره تا صبح وضو میگیره.
به بسیجیه میگن یه خاطره از جبهه بگو. میگه: یادش بخیر حاجی میپرید رو مینا، سید سیما رو لخت میکرد، تا سپیده سر بزنه با سحر حال میکردیم ...
بسیجیه موقع دعا هی دستاشو بالا پایین و چپ راست میکرده. بهش میگن چرا اینجوری میکنی؟ میگه: آخه آنتن نمیده!
به یارو میگن چرا اینقدر محکم وضو میگیری؟ میگه: میخوام هیچ گوزی باطلش نکنه.
یکی میخواسته تو یک اداره دولتی استخدام شه، میبرنش گزینش.
اونجا یارو ازش میپرسه: شما وقتی میخواین وارد مستراح شید، با پای راست وارد میشید یا با پای چپ؟ طرف هول میشه، میگه: شما منو استخدام کنید، من با سر وارد میشم!
بسیجیه میره المپیک بهش میگن به چه مقامی فکر میکنی؟ میگه: به مقام معظم رهبری!
در خونه ملا نصر الدین رو دزد میبره، ملا میره در مسجد رو میدزده، مردم میگن احمق چرا در مسجد رو دزدیدی؟ جواب میده: فقط خدا میدونه در خونه من رو کی دزدیده، بیاد دزد رو تحویل بده در خونش رو پس بگیره!
یه جانباز نود و نه درصد، میگوزه، شهید میشه!

