یکی میره سنگ حجر الاسود رو بوس کنه سرش اون تو گیر میکنه میگه خدایا منو ببخش غلط کردم منو نخور!!
یارو به دوستش میگه: بیا بریم نماز جمعه، نفری ده هزارتومان میدن! رفیقش میگه: اگه ندادن چی؟ میگه: یه باد در میکنیم، باطل میشه!
یکی میره جهنم، میبینه همه دارن میزنن و میرقصن ... ! از یکیشون میپرسه که چرا خوشحالید و دارید میرقصید اونم تو جهنم؟ میگن: دیوونه مگه نمیدونی تموم پروندهها گم شده!
یارو سرطان داشته، میره مشهد خودشو با قفل و زنجیر میبنده به پنجره فولادی و کلید رو هم قورت میده، میگه: تا شفا نگیرم نمیرم! بعد یک ساعت خبر میرسه که تو حرم بمب گذاشتن، طرف یه کم دست و پا میزنه، بعد از یه مدت داد میزنه: یا حضرت ابولفضل منو از دست این امام رضا نجات بده!!
بسیجیه میره آزمایشگاه با عصبانیت میگه پس کی میخواین جواب خون شهدا رو بدین؟!
از یارو میپرسن: مساحت ایران چقدره؟ میگه: 1648192 متر مکعب! میگن: خنگ، آخه چرا متر مکعب؟! میگه: آخه بعد از انقلاب به ارتفاع یک متر ریده شده توش!
یه روز یه بسیجیه میخواسته از تیر برق بالا بره. بهش میگن سیم لخته. میگه یا الله.
چند نفر داشتند یه خره رو جلوی مسجد کتک میزدند، یکی که داشت از اونجا رد میشد جلو اومد و گفت: بابا این زبان بسته رو برای چی اینقدر میزنید؟ مسلمونا گفتن: این جانور نفهم اومده بود توی مسجد! طرف میگه: خب تقصیر خودش نیست که. بدبخت خره دیگه! نمیفهمه! مگه من که میفهمم توی مسجد میام؟
دو تا جانباز با هم عروسی میکنن بچهشون شهید میشه!
یه روز دو تا گوجه داشتن دعوا میکردن، گوجه سبزه میاد میگه چی شده؟ یکی از گوجهها میگه: سید تو دخالت نکن!
بسیحیه میره جبهه تو خاک عراقیا لخت میشه رو زمین دراز میکشه. بهش میگن: داری چیکار می کنی؟ میگه: دارم به خاک دشمن تجاوز می کنم!
به یکی میگن باور داری شهیدان زندهاند؟ میگه آره. میگن چطوری؟ میگه آخه پسرم ده ساله که شهید شده اما عروسم هر سال حامله میشه!
اگر دیدید از یه خونهای صدای حسین حسین میاد، برید تو، چون حتما دارن غذا میدن، اما اگر شنیدید میگن علی علی نرید تو چون حتما دارن ماشین هل میدن!
از یه آمریکایی و یه آفریقایی و یه ایرانی میپرسن: نظرتون راجع به کوپن گوشت چیه؟ آمریکاییه میگه: کوپن چیه؟ آفریقاییه میگه: گوشت چیه؟ ایرانیه میگه: نظر چیه؟

